اهمیت مربی در تربیت کودک و نوجوان

هیچ انسانی در هیچ سنی بی‌نیاز از مربی نیست؟

واقعیت این است که انسان، نه فقط در کودکی و نوجوانی،
بلکه در تمام طول زندگی‌اش به مربی نیاز دارد؛
چون مسیر رشد انسان، مسیر ثابتی نیست
و اگر کسی نباشد که جهت را یادآوری کند،
محیط، رسانه و نفسانیت این کار را به‌جای او انجام می‌دهند.

معنا تربیت چیست؟

خیانت به یک انسان همیشه به شکل ضربه زدن یا آسیب مستقیم نیست.
گاهی خیانت دقیقاً از جایی شروع می‌شود که شرایطی فراهم می‌کنیم تا نفسانیت او بر انسانیتش مسلط شود.

در واقع:

اگر شرایطی بسازیم که عقل، فطرت و نور انسان کنار زده شود → خیانت کرده‌ایم

و اگر شرایطی مهیا کنیم که نفسانیت نتواند حاکم شود → به انسان خدمت کرده‌ایم

پس می‌شود تربیت را این‌طور تعریف کرد:

تربیت یعنی تنظیم لحظه‌به‌لحظه‌ی شرایط برای حاکمیت انسانیت.

و حالا این نهال پاکی که به دست ما سپرده شده تا این مسیر برایش فراهم شود،
قطعاً بار سنگینی روی دوش مربی می‌گذارد.
این راه، راه زحمت است؛
بی‌تفاوتی در آن، مساوی با از دست رفتن ثمر است.

تربیت؛ کشف فاصله‌ی «آنچه هست» تا «آنچه باید باشد»

اگر عمیق‌تر به مفهوم تربیت نگاه کنیم،
می‌بینیم تربیت یعنی دیدن اختلاف ظرفیت بین درون و بیرون انسان.

هرچه انسان:

واضح‌تر بفهمد الان کجاست

و شفاف‌تر بداند به کجا باید برسد

انگیزه‌ی حرکت در او قوی‌تر می‌شود.

نقش تربیت دقیقاً همین‌جاست؛
کشف این فاصله و کمک به درک آن،
نه پر کردن ظاهری آن با دستور و اجبار.

آیا تربیت قالب راه درستی است ؟

یکی از اشتباهات رایج در تربیت این است که فکر کنیم: می‌شود انسان‌ها را داخل قالب‌های از پیش‌ساخته ریخت.

این‌که بگوییم:

بیا تو قالب بچه‌مسجدی

این‌طور نماز بخوان

این‌طور حرف بزن

این‌طور راه برو

و بعد از مدتی ببینیم نتیجه برعکس شده،
می‌فهمیم مشکل از انسان نیست؛
مشکل از روش تربیت است.

انسان چیزی نیست که بشود او را شکست و دوباره ساخت.
کار مربی، بیدار کردن حس درونی متربی است، نه قالب‌سازی.

خطر تربیت برای دیده‌شدن

در روایات آمده: کسی که دین می‌آموزد برای این‌که توجه دیگران را به خود جلب کند
یا طرفدار بیشتری داشته باشد،
عاقبت به شر می‌شود.

یعنی با همان جایگاه، اعتبار و صندلی‌ای که به آن دل بسته،
سقوط می‌کند… آن هم سقوطی عمیق.

این هشدار جدی برای مربی است: نیت مربی، خودش بخشی از فرآیند تربیت است.

مربی و تدبیر دو جنبه‌ی درونی شاگرد

مربی باید مدام از خودش بپرسد: «چطور برخورد کنم که نتیجه‌ی ارتباط من با شاگردانم این باشد که: نه نور خودم کم شود
و نه شاگردان دست خالی بمانند؟»

متأسفانه گاهی می‌بینیم مربی، برای این‌که شاگردی را بالا ببرد، خودش از مسیر پایین می‌آید.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند:

من بنا ندارم شما را اصلاح کنم به قیمت فاسد شدن خودم.
موعظه کردم و نشنیدید؛
منتظر هستید با شمشیر ادب‌تان کنم؟ این کار را نمی‌کنم.

همان‌طور که مال با خرج شدن کم می‌شود، اما علم با خرج شدن زیادتر می‌شود، تربیت هم باید مربی را رشد بدهد، نه فرسوده کند.

شناخت انسان؛ شرط اصلی مربی‌گری

مربی باید انسان را درست بشناسد. انسان موجودی ساده نیست؛
در وجود او دو جنبه فعال است:

نفس

و عقلانیت و نورانیت

به همین دلیل: با روش‌های ساده‌ی «بکن و نکن» نمی‌شود انسان را تربیت کرد.

چون انسان نفس دارد، گاهی تلخی، تشر و سخت‌گیری آگاهانه هم لازم است؛
اما نه از سر عصبانیت،
بلکه برای نشان دادن جهت درست حرکت.

آرزو؛ موتور حرکت انسان

انسان را می‌شود از آرزوهایش شناخت.

کسی که گرفتار اعتیاد شده، با آرزوی لذت شروع کرده
و به ذلت رسیده؛
جایی که دیگر اختیار از دست رفته است.

آرزو علت حرکت انسان است.

و چون انسان یک قلب دارد، در نهایت یک آرزوی اصلی بیشتر نمی‌تواند داشته باشد: یا دنیایی
یا فوق‌دنیایی

اگر مربی بتواند آرزوی عقلانی و بلند را در شاگرد بیدار کند، بزرگ‌ترین انقلاب تربیتی رخ داده است.

وظیفه‌ی مربی: کم کردن فاصله‌ی علم و عمل

کسی از امام سجاد(ع) سؤال‌های پیاپی پرسید. امام فرمودند:

در پی آن نباشید که به آنچه نمی‌دانید آگاه شوید.

یعنی اول همان دانسته‌ها را زندگی کنید.

پس مربی موفق، کسی نیست که فقط ذهن شاگرد را پر کند؛
بلکه کسی است که فاصله‌ی علم و عمل را کم کند.

مسئولیت‌پذیری؛ قدم بعدی تربیت

قدم دوم این است که شاگرد بفهمد: آنچه دارد، بدهی است نه دارایی.

وقتی این فهم ایجاد شد:

دنبال صاحب امانت می‌رود

استعدادهایش را مسئولانه خرج می‌کند

وابستگی شاگرد به مربی؛ اشکال دارد؟

گاهی شاگرد قبل از شناخت خدا، به رفتار و محبت مربی دل می‌بندد.

خیر.
در روایات آمده: اگر به کودک وعده‌ای دادید، به آن عمل کنید؛
چون کودک شما را روزی‌دهنده می‌بیند.

در واقع او در جست‌وجوی یک رزّاق است
و اگر مسیر درست هدایت شود، به سرچشمه‌ی اصلی خواهد رسید.

نکته ی مهم:….
وقتی از تربیت حرف می‌زنیم، فقط از برنامه و کلاس و محتوا صحبت نمی‌کنیم؛
در واقع داریم از آدم‌هایی حرف می‌زنیم که قرار است مدتی کنار فرزند ما باشند و روی او اثر بگذارند.
به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های هر پدر و مادر،
انتخاب مربی مناسب برای فرزندشان است؛
کسی که خودش در مسیر رشد مانده باشد،
انسان را بشناسد
و با صبر و فهم، شرایط شکوفا شدن را فراهم کند.
طبیعی است که هر فضایی برای هر فرزندی مناسب نباشد.
همه‌ی جاهایی که اسم تربیت دارند، الزاماً تربیت‌کننده نیستند.
گاهی نیت‌ها خوب است، اما روش‌ها درست نیست.

جمع‌بندی

مربی:

قالب نمی‌سازد

با زور جلو نمی‌رود

خودش را فدای نتیجه‌ی ظاهری نمی‌کند

مربی:

شرایط رشد را فراهم می‌کند

آرزوهای بلند را بیدار می‌کند

فاصله‌ی علم و عمل را کم می‌کند

و مهم‌تر از همه، خودش در مسیر انسان‌تر شدن می‌ماند

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا