نوجوان امروز چه چیزی کم دارد؟برررسی نیاز های پنهان نسل جدید

نوجوان امروز کمبود امکانات ندارد؛ اما شاید چیزهایی را کم دارد که با پول خریدنی نیستند.

گوشی دارد، اینترنت دارد، اطلاعاتش از بسیاری از نسل‌های قبل بیشتر است، انتخاب‌هایش بیشتر شده و در چند ثانیه می‌تواند به هزاران محتوای مختلف دسترسی پیدا کند.

اما با این همه امکانات، چرا گاهی نوجوان امروز بی‌حوصله، بی‌انگیزه، سردرگم و وابسته به تأیید دیگران است؟

شاید مسئله این نیست که نوجوان امروز «چیزی ندارد»؛ مسئله این است که بعضی نیازهای مهمش در میان این همه امکانات دیده نمی‌شوند.


یکی از نیازهای مهم نوجوان این است که احساس کند واقعاً دیده و فهمیده می‌شود.

گاهی والدین تصور می‌کنند چون برای فرزندشان امکانات فراهم کرده‌اند، پس او باید احساس رضایت کند. اما نوجوان ممکن است در کنار داشتن اتاق، گوشی، لباس، کلاس و امکانات مختلف، هنوز این سؤال را در ذهنش داشته باشد:

«آیا کسی واقعاً من را می‌فهمد؟»

دیده شدن یعنی فقط به نمره، ظاهر، رفتار یا اشتباهات نوجوان توجه نکنیم؛ بلکه درباره افکار، نگرانی‌ها، علایق و سؤال‌هایش هم کنجکاو باشیم.

نوجوانی که دائماً فقط با جمله‌هایی مثل «درست رفتار کن»، «درس بخون»، «گوشی رو بذار کنار» و «چرا مثل فلانی نیستی؟» مواجه می‌شود، ممکن است به‌تدریج احساس کند خودش مهم نیست؛ فقط عملکردش مهم است.


یکی از تفاوت‌های مهم نسل امروز با نسل‌های قبل، حجم بسیار زیاد سرگرمی و محتوایی است که در اختیار دارد.

اما سرگرمی لزوماً به معنای رضایت نیست.

ممکن است نوجوان ساعت‌ها مشغول باشد، اما در پایان روز احساس کند هیچ کار مهمی انجام نداده است.

انسان فقط برای سرگرم شدن نیاز به زندگی ندارد؛ نیاز دارد احساس کند وجودش اثرگذار است.

به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین وظایف تربیتی خانواده این است که نوجوان را با «مسئولیت واقعی» آشنا کند.

کاری که نتیجه‌اش به خودش و دیگران مربوط باشد.

یک پروژه، یک فعالیت اجتماعی، کمک به یک نفر، یادگیری یک مهارت، تولید یک محتوای مفید یا پذیرفتن مسئولیتی واقعی.

نوجوان باید تجربه کند که:

«من می‌توانم کاری انجام بدهم که نبودن من در آن تفاوت ایجاد کند.»


گاهی ما از نوجوان انتظار داریم در آینده فردی مستقل و تصمیم‌گیرنده باشد؛ اما در تمام سال‌های نوجوانی همه تصمیم‌ها را برایش گرفته‌ایم.

چه بپوشد، چه بخواند، با چه کسی دوست شود، چه کلاسی برود، چه زمانی درس بخواند و حتی گاهی چه چیزی دوست داشته باشد.

استقلال با یک جمله ایجاد نمی‌شود.

وقتی نوجوان فرصت انتخاب‌های متناسب با سنش را تجربه می‌کند، کم‌کم یاد می‌گیرد انتخاب کند، پیامد انتخابش را ببیند و مسئولیت آن را بپذیرد.

هدف تربیت، ساختن نوجوانی نیست که تا وقتی والدین حضور دارند خوب رفتار کند.

هدف، ساختن انسانی است که وقتی والدین حضور ندارند هم بتواند درست انتخاب کند.


ممکن است یک نوجوان صدها دنبال‌کننده داشته باشد، هر روز با دوستانش پیام ردوبدل کند و ساعت‌ها در فضای مجازی باشد؛ اما همچنان احساس تنهایی کند.

ارتباط زیاد، الزاماً ارتباط عمیق نیست.

نوجوان به آدم‌هایی نیاز دارد که بتواند کنارشان خودش باشد؛ بدون اینکه دائماً مجبور باشد تصویری خاص از خودش نشان دهد.

خانواده، دوست خوب، مربی و گروه همسالان سالم می‌توانند این نیاز را تا حد زیادی پاسخ دهند.

گاهی یک گفت‌وگوی ساده هنگام پیاده‌روی یا غذا خوردن، بیشتر از یک ساعت نصیحت اثر دارد.


نوجوان فقط از حرف‌های ما تربیت نمی‌شود؛ از چیزی که هر روز می‌بیند هم یاد می‌گیرد.

اگر از نوجوان می‌خواهیم مسئولیت‌پذیر باشد، اما خودمان مسئولیت اشتباهاتمان را نمی‌پذیریم، پیام تربیتی ما ضعیف می‌شود.

اگر از او می‌خواهیم کمتر در گوشی باشد، اما خودمان تمام اوقات فراغتمان را با گوشی می‌گذرانیم، نوجوان فقط حرف ما را نمی‌شنود؛ رفتار ما را می‌بیند.

نوجوان به بزرگسالانی نیاز دارد که بتواند بگوید:

«من می‌خواهم شبیه این آدم باشم.»

نه آدم‌های بی‌اشتباه؛ آدم‌های واقعی، مسئول و قابل اعتماد.


قرار نیست نوجوان از همان ابتدا همه چیز را بلد باشد.

اشتباه کردن بخشی از فرآیند رشد است.

اگر هر اشتباه نوجوان با تحقیر، سرزنش، مقایسه و تهدید همراه شود، ممکن است یاد بگیرد به جای اصلاح اشتباه، آن را پنهان کند.

اما اگر بداند می‌تواند درباره اشتباهش حرف بزند، احتمال بیشتری دارد که از آن یاد بگیرد.

فضای امن به معنای بی‌قانونی نیست.

والد می‌تواند همزمان محکم و قابل اعتماد باشد؛ یعنی برای رفتارهای اشتباه پیامد مشخص تعیین کند، اما شخصیت نوجوان را زیر سؤال نبرد.


یکی از خطرناک‌ترین پیام‌هایی که ممکن است نوجوان به شکل مستقیم یا غیرمستقیم دریافت کند این است:

«تو از پسش برنمیای.»

گاهی والدین از سر نگرانی همه کارها را برای فرزندشان انجام می‌دهند.

اما اگر همیشه مشکلات نوجوان را حل کنیم، فرصت تجربه توانمندی را از او می‌گیریم.

اجازه بدهیم بعضی کارها سخت باشند.

اجازه بدهیم گاهی اشتباه کند.

اجازه بدهیم برای رسیدن به یک نتیجه تلاش کند.

چون نوجوان باید فقط درباره توانایی‌هایش نشنود؛ باید توانستن را تجربه کند.


پس نوجوان امروز واقعاً چه چیزی کم دارد؟

شاید پاسخ را نتوان در یک کلمه خلاصه کرد.

نوجوان امروز ممکن است بیشتر از هر چیز به این‌ها نیاز داشته باشد:

  • کسی که واقعاً او را بشنود.
  • محیطی که در آن احساس تعلق کند.
  • فرصتی برای انتخاب و تجربه مسئولیت.
  • الگویی که بتواند از او یاد بگیرد.
  • هدفی فراتر از سرگرمی و لذت لحظه‌ای.
  • اجازه‌ای برای اشتباه و دوباره تلاش کردن.
  • تجربه‌ای که به او ثابت کند «من می‌توانم اثرگذار باشم.»

و اینجاست که نگاه ما به تربیت باید تغییر کند.

تربیت فقط این نیست که نوجوان چه چیزهایی بلد باشد.

تربیت یعنی کاری کنیم نوجوان کم‌کم بتواند در نبود ما، فکر کند، انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و درست زندگی کند.


کریمان؛ جایی برای تمرین کردنِ زندگی

ما در مؤسسه تربیتی کریمان معتقدیم نوجوان فقط به کلاس و آموزش نیاز ندارد؛ به میدان تجربه نیاز دارد.

جایی که بتواند سؤال بپرسد، فکر کند، انتخاب کند، اشتباه کند، مسئولیت بپذیرد، مهارت یاد بگیرد و اثرگذاری خودش را تجربه کند.

برای همین در کریمان تلاش می‌کنیم تربیت نوجوان را فقط به انتقال چند توصیه و اطلاعات محدود نکنیم.

نوجوان باید در یک محیط تربیتی واقعی رشد کند؛ در کنار مربی، همسالان و فعالیت‌هایی که به او فرصت تجربه و مسئولیت می‌دهند.

از حلقه‌های تربیتی و فعالیت‌های فرهنگی گرفته تا آموزش رسانه، کار گروهی و تجربه‌های اجتماعی؛ هدف این است که نوجوان کم‌کم از یک مصرف‌کننده منفعل به یک انسان فکرکننده، انتخاب‌گر و اثرگذار تبدیل شود.

چون باور ما این است:

قرار نیست نوجوان را برای همیشه زیر سایه خودمان نگه داریم؛

قرار است آن‌قدر تربیتش کنیم که وقتی از ما فاصله گرفت، بتواند خودش راه درست را پیدا کند.

این همان چیزی است که ما در کریمان دنبال می‌کنیم؛

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا