اعتماد به نفس مناسب، یکی از مهمترین چیزهایی است که میتوانیم برای فرزندمان بسازیم؛ چیزی که نوجوان را برای روبهرو شدن با چالشهای زندگی آماده میکند.
نوجوانی که احساس خوبی نسبت به خودش دارد، راحتتر میتواند با مشکلات، شکستها و موقعیتهای سخت کنار بیاید. اما اعتماد به نفس چیزی نیست که یکشبه در نوجوان ایجاد شود. بخش زیادی از آن، در خانه و در رفتارهای روزمرهی ما با او شکل میگیرد.
حالا سؤال اینجاست که ما به عنوان پدر و مادر چه کارهایی میتوانیم انجام بدهیم؟
۱. فرزندتان را دوست داشته باشید؛ حتی وقتی اشتباه میکند
شاید این موضوع خیلی واضح به نظر برسد، اما احتمالاً یکی از مهمترین چیزهایی است که میتوانیم به فرزندمان بدهیم.
نوجوان شما نیاز دارد بداند که دوستش دارید و پذیرفته شده است؛ نه فقط وقتی نمرههای خوبی میگیرد، نه فقط وقتی مطابق میل شما رفتار میکند و نه فقط وقتی کاری را درست انجام میدهد.
حتی اگر عصبانی شدید، صدایتان بالا رفت یا در برخورد با او اشتباه کردید، میتوانید برگردید و بگویید:
«من توی برخورد با تو اشتباه کردم. ببخشید.»
این جمله از اقتدار شما کم نمیکند.
برعکس، به نوجوان یاد میدهد که رابطهی بین آدمها میتواند بعد از یک اشتباه هم ترمیم شود.
عشق بدون قید و شرط، یکی از پایههای مهم اعتماد به نفس است.
۲. جایی که لازم است، او را تشویق کنید
نوجوانها خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم، به نگاه ما نسبت به خودشان توجه دارند.
گاهی یک جملهی سادهی پدر یا مادر میتواند مدتها در ذهن نوجوان بماند:
«دیدم چقدر برای این کار تلاش کردی.»
«این قسمت کارت واقعاً خوب بود.»
«میدونم برات سخت بود، ولی ادامه دادی.»
اما تشویق کردن با تعریف بیدلیل فرق دارد.
اگر نوجوان در کاری موفق نشده، لازم نیست نتیجهای را که واقعاً خوب نبوده، عالی جلوه بدهیم.
میتوانیم تلاشش را ببینیم و در عین حال واقعبین باشیم:
«این بار نتیجهای که میخواستی نگرفتی، ولی تلاشت رو دیدم. حالا ببینیم دفعهی بعد چه چیزی رو میتونیم بهتر کنیم.»
نوجوان باید بفهمد که قرار نیست همهچیز را از همان بار اول عالی انجام دهد.
بعضی چیزها به تمرین، تکرار و زمان نیاز دارند.
۳. کمکش کنید هدفهای واقعی داشته باشد
خیلی خوب است که نوجوان آرزوهای بزرگ داشته باشد.
ممکن است بگوید میخواهد قهرمان فوتبال شود، یک نویسندهی بزرگ شود، یک کسبوکار موفق داشته باشد یا در یک رشتهی خاص به بالاترین سطح برسد.
قرار نیست به خاطر بزرگ بودن هدفش، ذوقش را کور کنیم.
اما باید کمکش کنیم بین آرزو و قدمی که امروز میتواند بردارد ارتباط ایجاد کند.
اگر هدفش خیلی بزرگ است، آن را به قدمهای کوچکتر تبدیل کنیم.
مثلاً به جای اینکه فقط بگوییم:
«باید در درس خواندن عالی بشی.»
با او دربارهی یک هدف کوچکتر صحبت کنیم:
«این هفته میخوایم روی کدوم درس بیشتر کار کنیم؟»
وقتی نوجوان هدفهای کوچکتر را تجربه میکند و میبیند که میتواند به آنها برسد، کمکم احساس شایستگی بیشتری پیدا میکند.
۴. خودتان الگوی اعتماد به نفس باشید
قبل از اینکه از نوجوان بخواهیم خودش را دوست داشته باشد، بهتر است نگاهی هم به رفتار خودمان داشته باشیم.
آیا جلوی فرزندمان مدام دربارهی ضعفهای خودمان حرف میزنیم؟
«من اصلاً عرضهی این کارو ندارم.»
«من همیشه خراب میکنم.»
«من هیچ استعدادی ندارم.»
نوجوان فقط از حرفهایی که مستقیم به او میزنیم یاد نمیگیرد؛ رفتار ما را هم میبیند.
اگر کاری را خوب انجام دادهاید، لازم نیست خودتان را کوچک کنید.
میتوانید خیلی ساده بگویید:
«برای این کار خیلی تلاش کردم و خوشحالم که نتیجه داد.»
و اگر اشتباه کردید، لازم نیست وانمود کنید که هیچوقت اشتباه نمیکنید.
میتوانید بگویید:
«اینجا اشتباه کردم. باید دفعهی بعد بهتر انجامش بدم.»
اینها چیزهایی است که نوجوان در عمل یاد میگیرد.
۵. انعطافپذیری را به او یاد بدهید
نوجوان قرار نیست همیشه موفق شود.
در زندگی بالاخره شکست هست، انتقاد هست، ناامیدی هست و گاهی هم نتیجه چیزی نمیشود که انتظارش را داشتیم.
مهم این است که نوجوان یاد بگیرد هر شکست به معنی «من شکستخوردهام» نیست.
اگر در کاری موفق نشد، به جای اینکه سریع بگوییم:
«اشکالی نداره، بیخیالش شو.»
یا برعکس، احساسش را نادیده بگیریم و بگوییم:
«این که چیزی نیست!»
بهتر است اول احساسش را ببینیم.
«میدونم ناراحت شدی.»
«طبیعیه که از این نتیجه خوشت نیاد.»
و بعد کمکش کنیم دوباره به مسئله نگاه کند:
«حالا به نظرت چی میتونیم از این اتفاق یاد بگیریم؟»
گاهی لازم است دوباره تلاش کند و گاهی هم لازم است بپذیرد که یک مسیر برایش مناسب نیست و مسیر دیگری را امتحان کند.
هدف این نیست که نوجوان هیچوقت شکست نخورد.
هدف این است که با اولین شکست، خودش را نبازد.
۶. به نوجوان حق انتخاب بدهید
یکی از راههای تقویت اعتماد به نفس، این است که نوجوان فرصت انتخاب کردن داشته باشد.
نه اینکه در هر موضوعی او را کاملاً آزاد بگذاریم و بگوییم «هر کاری دوست داری بکن».
بلکه در یک چارچوب منطقی، به او انتخاب بدهیم.
مثلاً:
«برای برنامهی فردات، ترجیح میدی اول درست رو انجام بدی یا کارت رو؟»
یا:
«برای این کار دو راه داریم؛ تو کدوم رو مناسبتر میدونی؟»
وقتی نوجوان از سن پایینتر یاد بگیرد انتخاب کند، کمکم برای تصمیمهای مهمتر زندگی هم آمادهتر میشود.
البته انتخاب کردن یعنی پذیرفتن نتیجهی انتخاب هم.
اگر همیشه بعد از تصمیم او سریع وارد شویم و نتیجه را تغییر بدهیم، فرصت یادگیری از انتخاب را هم از او گرفتهایم.
۷. مسئولیتهای واقعی به او بدهید
نوجوان وقتی احساس میکند میتواند کاری را به عهده بگیرد، احساس شایستگی بیشتری پیدا میکند.
کارهای خانوادگی فقط برای این نیستند که خانه مرتبتر شود.
گاهی یک مسئولیت ساده مثل آماده کردن میز، خرید کردن، رسیدگی به یک کار خانه یا پیگیری یک کار مشخص، به نوجوان این پیام را میدهد:
«به تو اعتماد داریم.»
ممکن است اول کار را درست انجام ندهد.
اشکالی ندارد.
قرار نیست هر مسئولیتی را از همان بار اول بینقص انجام دهد.
به جای اینکه بگوییم:
«ولش کن، خودم انجام میدم.»
گاهی اجازه بدهیم خودش تجربه کند، اشتباه کند و بهتر شود.
چون اعتماد به نفس فقط با شنیدن جملهی «تو میتونی» ساخته نمیشود؛
با تجربهی واقعیِ «توانستن» ساخته میشود.
و یک نکتهی خیلی مهم…
در مسیر تربیت نوجوان، قرار نیست فرزندمان را طوری بزرگ کنیم که همیشه فکر کند بهترین است یا در همهچیز موفق میشود.
قرار است کمکش کنیم خودش را واقعبینانه و مثبت بشناسد.
بداند چه تواناییهایی دارد، کجاها نیاز به رشد دارد، بتواند از دیگران کمک بگیرد، شکست بخورد و دوباره تلاش کند.
و شاید مهمتر از همه، بداند که ارزشش فقط به نمره، موفقیت، ظاهر، استعداد یا نظر دیگران وابسته نیست.
نوجوانی که این را فهمیده باشد، وقتی وارد جامعه میشود، با اولین شکست فرو نمیریزد و با اولین تشویق هم خودش را گم نمیکند.
اعتماد به نفس یعنی نوجوان بداند «من ارزشمندم» و همزمان بتواند بگوید «هنوز چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم.»
این همان چیزی است که ما در مسیر تربیتی کریمان هم دنبالش هستیم؛ اینکه نوجوان فقط دربارهی اعتماد به نفس، مسئولیتپذیری و انتخاب درست نشنود، بلکه در یک محیط واقعی، فرصت تجربه کردن آنها را داشته باشد.
چون گاهی یک نوجوان، بیشتر از اینکه به یک سخنرانی دربارهی «خودت را باور کن» نیاز داشته باشد، به یک فرصت واقعی نیاز دارد که خودش کاری را انجام بدهد و بعد با تمام وجود بگوید: «دیدی؟ تونستم.»


