تربیت بر اساس و محور تقوا (بخش آخر)

🔹 پیشنهاد مهم:قبل از مطالعه این بخش، پیشنهاد می‌کنم حتما دو قسمت قبلی مقاله را مطالعه بفرمایید تا ذهن‌تان نسبت به این بخش آماده‌تر باشد.خلاصه آنچه تاکنون گفتیم این بود که تقوا یعنی مراقبت، و این مراقبت نیاز به انگیزه دارد؛ انگیزه‌ای که ما را به سمت عشق حرکت می‌دهد و قلب را درگیر می‌کند.

رابطه تقوا و ولایت

آن انگیزه‌ی قوی که در مسیر مراقبت (تقوا) لازم داریم، بخشی از آن را ولیّ خدا بر عهده دارد؛ یعنی کسی که به ما کمک می‌کند عاشق این مسیر شویم. در قرآن، واژه‌ی “اطاعت” برای پیامبران بیشتر از خود خداوند به کار رفته. آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا؟دلیلش ساده است: اطاعت از یک انسان خیلی سخت‌تر از اطاعت از خداوند است؛ چون ممکن است ظاهر انسان عادی داشته باشد، ولی اطاعت از او همان اطاعت الهی است.

رفاقت متقین؛ آغاز از نوجوانی

قرآن در آیه‌ای درباره‌ی رفاقت می‌فرماید:> “الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ”دوستان صمیمی در روز قیامت دشمن هم خواهند بود، مگر متقین.”خلیل” یعنی دوست بسیار نزدیک و صمیمی. حالا به این فکر کنیم که اوج رفاقت در کدام سن شکل می‌گیرد؟دوران نوجوانی؛ همان حوالی ۱۴ سالگی که آغاز دین‌داری هم هست.از این آیه درمی‌یابیم که غیر از متقین، هیچ‌کس نمی‌تواند رفیق واقعی باشد. کسی که اهل هوا و هوس است، اصول جوانمردی را رعایت نمی‌کند، حتی اگر ظاهری دوستانه داشته باشد.

آموزش تقوا با تکیه بر تفکر

برای تربیت نوجوانی متقی، باید او را به فکر کردن وادار کنیم. نباید همه چیز را مستقیم بگوییم. کافی‌ست با مثال جلو برویم:«فلانی در این موقعیت چنین کاری کرد…»بگذاریم نوجوان تشخیص را خودش انجام دهد؛ چون یکی از پایه‌های اصلی تقوا، بصیرت است.

تقوا و زندگی جمعی

متقی کسی است که در زندگی جمعی عملکرد خوبی دارد. خوب بودن در تنهایی فایده چندانی ندارد.باید نوجوانان را عادت بدهیم به اینکه در کنار یکدیگر رشد کنند؛ چون در زندگی گروهی مهارت‌هایی مثل:نظرخواهینقدپذیریمشارکتمسئولیت‌پذیریرشد پیدا می‌کند.

ولیّ خدا و تقوای اجتماعی

ولیّ خدا بیشترین تقوا را دارد؛ چون نمی‌تواند برای اداره جامعه از اهرم‌های قدرت، پول یا فریب استفاده کند.پس خودش بیشترین سفارش را به رعایت تقوا می‌کند تا جامعه‌ای شکل بگیرد که هر فرد، خود را مسئول بداند.حالا سوال:نوجوان این نوع نگاه را کجا باید یاد بگیرد؟جواب: در مدرسه.از همان ابتدا باید بچه‌ها درگیر شوند در اداره‌ی امور مدرسه.این تمرین اداره‌ی جامعه است.

عبادت؛ مرحله‌ی پایانی تربیت

عبادت آخرین مرحله در این مسیر است. جایی که باید به فرزندمان بفهمانیم:ما برای ادامه‌ی مسیر، به انرژی نیاز داریم.عبادت، این انرژی را تأمین می‌کند.برای مثال، از نوجوان بپرسیم:> چقدر دوست داری مامان یا بابات بغلت کنن؟حالا چقدر نیاز داری بری بغل خدا؟چون انسان، یک موجود وابسته است. اگر در سختی‌ها پناهی نداشته باشد، تنها و بی‌پناه می‌ماند. پس باید از کودکی، حس مالکیت را در وجودش تقویت کنیم.

نماز، تصویر ذهنی فرزندان

وقتی می‌خواهیم از فرزندمان بپرسیم نماز خواندی یا نه، بهتر است این‌گونه بپرسیم:> احساس کردی نیاز داری بری بغل خدا؟چند مثال ساده، اما تأثیرگذار:1. کودک در سال‌های اولیه‌ی زندگی، پدر و مادر را در حال نماز دیدن، اولین ارتباط او با نماز است.حالا اگر همان موقع احساس گرسنگی کند و مادر به بهانه‌ی نماز، پاسخ ندهد، ناخودآگاه بین نماز و گرسنگی یک پیوند منفی شکل می‌گیرد.2. کودک کمی بزرگ‌تر می‌شود و چهار دست و پا می‌رود؛ دومین ارتباطش با نماز، زمانی‌ست که مهر را برمی‌دارد.پدر به سرعت اخم می‌کند، پای بچه را می‌گیرد و مهر را از او می‌گیرد.با این کار، نماز و اخم، دو مفهوم همراه هم می‌شوند.اینها همان گزاره‌های تصویریِ ناهشیار هستند که ما به ذهن کودک می‌فرستیم.اگر مراقب نباشیم، همان چیزهایی که فکر می‌کنیم کار درست است، ممکن است دل بچه را از معنویت دور کند.

پس بیایید در مسیر تربیت تقوامحور، این چند اصل را فراموش نکنیم:

رفاقت فقط با متقین ارزش دارد.بصیرت را باید تمرین داد، نه تحمیل کرد.عبادت، یک نیاز است نه اجبار.ولیّ خدا، الگوی عملی رعایت تقواست.رفتارهای ما، سازنده‌ی تصویری‌ست که فرزندان از دین و نماز در ذهن دارند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا